صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 830

غزل شمارهٔ 830

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ویتوداشت

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

چه سحر بود که دوشم دل آرزوی تو داشت

تورا در آینه می‌دید و جستجوی تو داشت

2

به هر دکان‌که درین چارسو نظرکردم

دماغ ناز تو سودای گفتگوی تو داشت

3

به دور خمکدهٔ اعتبارگردیدیم

سپهر و مهر همان‌ساغر و سبوی تو داشت

4

ز خلق این همه غفلت‌که می‌ کند باور

تغافل توز هرسو نظربه سوی تو داشت

5

نظربه رنگ توبستم نظربه رنگ توبود

خیال روی توکردم خیال روی تو داشت

6

ز ما و من چقدر بوی ناز می‌آید

نفس به هرچه دمیدند های و هوی تو داشت

7

غرور و ناز تو مخصوص‌کج‌کلاهان نیست

شکسته رنگی ما هم خمی ز موی تو داشت

8

هزار پرده دریدند و نغمه رنگ نبست

زبان خلق همان معنی مگوی تو داشت

9

چه جرعه‌هاکه نه بر خاک ریختی زاهد

به این حیا نتوان پاس آبروی تو داشت

10

به سجده خاک شدی همچو اشک و زین غافل

که خاک هم تری از خشکی وضوی توداشت

11

به‌گردش نگهت پی نبرد فطرت تو

که سبحهٔ تو چه زنار درگلوی تو داشت

12

درین حدیقه به صد رنگ پر زدم بیدل

ز رنگ در نگذشتم‌که رنگ و بوی تو داشت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

امشب که به دل حسرت دیدارکمین داشت

هر عضو چو شمعم نگهی بازپسین داشت

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 829

اگلی نظم

آغاز نگاهم به قیامت نظری داشت

واکردن مژگان چراغم سحری داشت

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 831

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور