بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 184غزل شمارهٔ 184شاعر: بیدل دهلویوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: دماصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںسطر یقین به حک داد تکرار بیحد مااین دشت جاده گم کرد از رفت و آمد ما22نقل کریںافسرد شمع امید در چین دامن شبیک آستین نمالید آن صبحساعد ما33نقل کریںشاید به پایبوسی نازیم بعد مردنغیر از حنا مکارید در خاک مشهد ما44نقل کریںدر دیر بوالفضولیم در کعبه ناقبولیمیا رب شکست دل چند محراب معبد ما55نقل کریںهرجا به خود رسیدیم زین بیشتر ندیدیمکهآثار مقصد از ما میجست مقصد ما66نقل کریںتجدید رنج هستی بر یک وتیره نگذاشتشغل فنای ما شد عیش مجدد ما77نقل کریںافراط ناقبولی بر خاک آبرو چیدمغز جهات گردید از شش طرف رد ما88نقل کریںسیر محیط خواهی بر موج و کف نظر کنمطلق دگر چه دارد غیر از مقیّد ما99نقل کریںگفتیم از چه دانش سبقت کنیم بر خلقتعلیم هیچ بودن فرمود موبد ما1010نقل کریںهرچند سر برآریم رعناییای نداریمانگشت زینهاریم خط میکشد قد ما1111نقل کریںچون شخص سایه بیدل صدر بساط عجزیمتعظیم برنخیزد از روی مسند ما◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمپرکرده جرو لایتجزاکتاب مادر انتظار نقطه کم است انتخاب مابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 183اگلی نظمآن پری گویند شب خندید بر فریاد ماای فراموشی! تو شاید داده باشی یاد مابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 185◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمآن پری گویند شب خندید بر فریاد ماای فراموشی! تو شاید داده باشی یاد مابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 185