صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 2040

غزل شمارهٔ 2040

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ودهمیگفتم

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

شب از رویت سخنهایی بهار اندوده می‌گفتم

زگیسو هرکه می‌پرسید مشک سوده می‌گفتم

2

وفا در هیچ صورت نیست ننگ آلود کمظرفی

ز خود چون صفر اگر می‌کاستم افزوده می‌گفتم

3

خرابات حضورم‌ گردش چشم که بود امشب

که من از هر چه می‌گفتم قدح پیموده می‌گفتم

4

گذشت از آسمان چون صبح گرد وحشتم اما

هنوز افسانهٔ بال قفس فرسوده می‌گفتم

5

ندامت هم نبود از چاره‌کاران سیهکاری

عبث با اشک درد دامن آلوده می‌گفتم

6

جنون‌کرد وگریبانها درید از بند بند من

دو روزی بیش ازین حرفی‌که لب نگشوده می‌گفتم

7

ز غیرت فرصت ذوق طلب دامن‌کشید از من

به جرم آن‌که حرف دست برهم سوده می‌گفتم

8

نواهای سپند من عبث داغ تپیدن شد

به حیرت‌گر نفس می‌سوختم آسوده می‌گفتم

9

گه از وحدت نفس راندم‌،‌گه ازکثرت جنون خواندم

شنیدن داشت هذیانی‌که من نغنوده می‌گفتم

10

سخنها داشتم از دستگاه علم و فن بیدل

به خاموشی یقینم شدکه پر بیهوده می‌گفتم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گر به پرواز و گر از سعی تپیدن رفتم

رفتم اما همه جا تا نرسیدن رفتم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2039

اگلی نظم

چون شمع می‌روم ز خود و شعله قامتم

گرد ره خرام که دارم‌، قیامتم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2041

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور