صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 615

غزل شمارهٔ 615

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اراینهاست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

ز نقش پای تو کابینه ‌دار آینه است

بساط روی زمین را بهار آینه است

2

اگر ز جوهر آیینه نیست دام به دوش

چرا زروی تو حیرت شکار آینه است

3

به یاد جلوه نظر باختیم لیک چه سود

که این‌گل از چمن انتظار آینه است

4

به دستگاه صفا کوش‌ گر دلی داری

همین فروغ نظر اعتبار آینه است

5

توان ز ساده‌دلی گشت نسخهٔ تحقیق

که خوب و زشت جهان در کنار آینه است

6

به روی کار نیاید هنر ز صافدلان

که عرض جوهر خود زنگبار آینه است

7

کدورت از دم هستی‌کشد دل آگاه

نفس به چشم تأمل غبار آینه است

8

همه به شوخی تمثال چشم باخته‌ایم

و گر نه حسن برون از کنار آینه است

9

مباش غرهٔ عشرت کنین تماشاگاه

تحیر آینه‌دار خمار آینه است

10

سخن ز جوش حیا بر لبم گره گردید

نفس زآ به بنذ حصارآینه است

11

ز نقشهای بد و نیک این جهان بیدل

دلی‌که صاف شود در شمار آینه است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

زبس به خلوت حسن توبارآینه است

نگاه هر دو جهان در غبار آینه است

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 614

اگلی نظم

قید الفت هستی وحشت‌آشیانی‌هاست

شمع تا نفس دارد شیوه پرفشانی‌هاست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 616

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

خط تو چهره گشای بهار آینه است

تبسمت گل جیب و کنار آینه است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1761

زبس به خلوت حسن توبارآینه است

نگاه هر دو جهان در غبار آینه است

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 614

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور