صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 417

غزل شمارهٔ 417

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: رت

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

ما و من ‌گم ‌گشت هرگه خواب شد هم‌بسترت

بیضهٔ عنقاست سر در زیر بالین پرت

2

اوج همت تا نفس باقی‌ست پستی می‌کشد

بگذری زین نردبان‌ها تا رسی بر منظرت

3

ای حباب از صفر اوهام اینقدر بالیده‌ای

یک نفس دیگر بیفزا گر نیاید باورت

4

آتش این‌ کاروان در هیچ حال آسوده نیست

بعد مردن نیز پروازی‌ست در خاکسترت

5

کاش از این هستی صدای الرحیلی بشنوی

می‌کشد هر صبح چندین پنبه از گوش کرت

6

ای می مینای عشرت از تکلف‌ پر منال

ریختی در خاک اگر لبریز کردی ساغرت

7

زین دبستان معنی جمعیتت روشن نشد

چون سحر از بس پریشان بود خط مسطرت

8

سر به زانو دوختن آنگه خیال محرمی

بی‌گمان این حلقه افکند‌ه‌ست بیرون درت

9

همچو شمعت قربت هستی بلاگردان بس است

رنگ‌ها داری‌ که می‌گردد همان ‌گرد سرت

10

تا به ‌کی بندی وبال خود به دوش دیگران

آب به آیینه از شرم کف روشنگرت

11

خواه بر گردون قدم زن خواه رو زیر زمین

جز همین ویرانه نتوان یافت جای دیگرت

12

بی‌‌رگ گردن مدان در امتحان‌آباد عشق

تا نچربد رشته د‌ر سوزن به جسم لاغرت

13

از حلاوتگاه ‌کنج فقر اگر آگه شوی

بوریا خواهد نیستان شد به ذوق شکرت

14

آبرو افزود تا جستی‌ کنار از طور خلق

ننگ دربا درک ره بست اعتبار گوهرت

15

آمد و رقت نفس بیدل قیامت داشته‌ست

پشت و روی یک ورق کردند چندین دفترت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چه خوش است اگر بود آنقدر هوس بلندی منظرت

که برآن‌مکان چو قدم نهی خم‌گردشی نخورد سرت

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 416

اگلی نظم

ای ذوق فضولی ز خود انداخته دورت

از خانه هوای ارنی برده به طورت

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 418

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بی قرارم کرد زلف بی قرار کافرت

ناتوانم کرد چشم جادوی افسونگرت

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 214

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور