صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 294

غزل شمارهٔ 294

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: لها

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 12

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

ز برق این تحیر آب شد آیینهٔ دل‌ها

که ره تا محمل لیلی‌ست بیرون‌گرد محمل‌ها

2

کجا راحت‌، چه آسودن که از نایابی مطلب

به پای جستجو چون آبله خون گشت منزل‌ها

3

چه دنیا و چه عقبا، سد را‌ه تست ای غافل

بیا بگذر که از بهر گذشتن‌هاست حایل‌ها

4

درین مزرع چه لازم خرمن‌آرای هوس بودن

دلی باید به دست آری همین تخم است حاصل‌ها

5

به دشت انتظارت از بیاض چشم مشتاقان

سفیدی کرد آخر راه از خود رفتن دل‌ها

6

دماغی می‌رسانم از شکست شیشهٔ رنگی

به خون رفته پرواز دگر دارند بسمل‌ها

7

ز پاس آبروی احتیاج ما مشو غافل

به بازار کرم گوهرفروشانند سایل‌ها

8

ندارد صید حسن از دامگاه عشق‌، آزادی

همان یک حلقهٔ آغوش مجنون است محمل‌ها

9

ما و من اثبات حق در گوش می‌آید

نوای طرفه‌ای دارد شکست رنگ باطل‌ها

10

خزان گلشن امکان بهار واجبی دارد

تراوش می‌‌کند حق از شکست رنگ باطل‌ها

11

زبان شمع فهمیدم‌، ندارد غیر ازین حرفی

که گر در خود توان آتش زدن مفت است محفل‌ها

12

تسلسل اینقدر در دور بی‌ربطی نمی‌باشد

گرو از سبحه برد امروز برهم خوردن دل‌ها

13

کنار عافیت گم بود در بحر طلب بیدل

شکست از موج ما گل کرد بیرون ریخت ساحل‌ها

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

جنون آنجا که می‌گردد دلیل وحشت دل‌ها

به‌ فریاد سپند از خود برون جسته‌ست‌ محفل‌ها

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 293

اگلی نظم

خواجه ممکن نیست ضبط عمر و حفظ مال‌ها

جادهٔ بسیار دارد آب در غربال‌ها

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 295

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

کؤوس الراح دارت خذ ید الساقی و قبلها

که باشد در کف او قوت جان‌ها قوت دل‌ها

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 11

شراب لعل باشد قوت جان‌ها قوت دل‌ها

الا یا ایها الساقی ادر کأسا و ناولها

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 12

رفیقان خاک نجد است این نگه دارید محمل‌ها

که آرد عشق یاران گریه بر آثار منزل‌ها

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 13

تجلی الراح من کاس تصفی الروح فاقبلها

که می بخشد صفای می فروغ خلوت دل‌ها

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 17

نسیم الصبح زر منی ربی نجد و قبلها

که بوی دوست می‌آید ازآن فرسوده منزل‌ها

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 18

هلال الکاس لم تکمل بشمس الراح کملها

که گردد چون شود پر این مه نو بدر محفل‌ها

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6

الا یا ایها الساقی می آمد حل مشکل‌ها

ز می مشکل بود توبه ادر کاسا و ناولها

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 7

اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأسَاً و ناوِلْها

که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکل‌ها

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 1

مدار از منزل‌آرایان طمع معماری دل‌ها

که وسعت رفت از دست و دل مردم به منزل‌ها

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 465

به یک پیمانهٔ می، کرد ساقی حل مشکل‌ها

به یک ناخن، گره وا کرد ماه عید از دل‌ها

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 466

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور