صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 813

غزل شمارهٔ 813

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ارداشت

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

برق آفت لمعه در بی‌ضبطی اسرار داشت

نعرهٔ منصور تا گردن فرازد دار داشت

2

نغمهٔ تار نفس بی‌مژدهٔ وصلی نبود

نبض دل تا می‌تپید آواز پای یار داشت

3

دور باش منع دیدن پیش ییش جلوه است

لن‌ترانی برق چندین شعلهٔ دیدار داشت

4

گرد پروازی ز هستی تا عدم پیوسته است

کاروان ما همین شور جرس دربار داشت

5

چشم پوشیدیم یکسان شد بلند وپست دهر

عالمی را شوخی نظاره ناهموار داشت

6

گر دل ما شد تغافل‌کشته جای شکوه نیست

جلوهٔ یکتایی‌اش آیینه‌ها بسیار داشت

7

چون حباب از نیستی چشمی به هم آورده‌ایم

در خرابی خانهٔ ما سایهٔ دیوار داشت

8

از مروت عزت‌گل را سبب فهمیدن است

سر شد آن پایی‌که پاس آبروی خار داشت

9

تاگشودم چشم‌گرم احرام از خود رفتنم

شمع در تحریک مژگان شوخی رفتار داشت

10

با نسیم وصل واآمیخت‌گرد هستی‌ام

بوی پیراهن عبیر طرفه‌ای درکار داشت

11

دوش حیرانم خیالت در چه فکرافتاده بود

از تحیر هر بن مویم‌گریبان زار داشت

12

دانهٔ تاکی به چندین خط ساغر ریشه‌کرد

درگداز سبحهٔ ما عالمی زنار داشت

13

چون‌گل شمعیم بیدل بلبل باغ ادب

شعلهٔ آواز ما جمعیت منقار داشت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سعی‌جاه آرزوی خاک شدن در سر دا‌شت

موج از بهر فسردن طلب گوهر داشت

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 812

اگلی نظم

شب‌که شور بلبل ما ریشه درگلزار داشت

بوی‌ گل در غنچه رنگ ناله در منقار داشت

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 814

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

یار نازک دل که بی موجب ز من آزار داشت

عمری از تیغ تغافل خاطرم افگار داشت

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 240

بُلْبُلی، بَرگِ گُلی خوش‌رَنْگ در مِنْقار داشت

و اندر آن بَرْگ و نَوا، خوش ناله‌هایِ زار داشت

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 77

شب‌که شور بلبل ما ریشه درگلزار داشت

بوی‌ گل در غنچه رنگ ناله در منقار داشت

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 814

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور