صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 812

غزل شمارهٔ 812

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: رداشت

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

سعی‌جاه آرزوی خاک شدن در سر دا‌شت

موج از بهر فسردن طلب گوهر داشت

2

دل آزاد به پرواز خیالات افسرد

حفف ازآن خانهٔ آیینه‌ که بام و در داشت

3

از هنر رنگ صفای دل ما پنهان ماند

صفحهٔ آینه ننگ از رقم جوهر داشت

4

امتیاز آینه‌پردازی تحصیل غناست

زین چمن گل به سر آن داشت که مشتی زر داشت

5

نشئهٔ ناز تعین می جام رمقی‌ ست

سر بی‌گردن ‌فرصت ‌چو حباب‌ افسر داشت

6

وحدت آن نیست‌ که‌ کثرت‌ گرهش باز کند

نقطه مُهر عجبی بر سر این دفتر داشت

7

رنج دعوی نبری عرصهٔ‌فرصت تنگ است

شررکاغذ آتش زده این محضر داشت

8

تا چو شک از مژه جستیم به خاک افتادیم

بال ما را عرق شرم رهایی تر داشت

9

دل نه امروز گرفته‌ست سر راه نفس

نشئه در خم به نطر آبلهٔ ساغر داشت

10

آسمان نیست که ما دل ز جهان برداریم

دل زمین ا‌ست زمین راکه تواند برداشت

11

تا فنا موج نزد جوهر هستی گم بود

بعد پرواز عیان گشت که رنگم پر داشت

12

هر طرف می‌گذرم پیری‌ام انگشت‌نماست

قد خم گشته به دوشم علمی دیگر داشت

13

همچو موج گهرم عمر به غلتانی رفت

فرصت لغزش پا تا به‌ کجا لنگر داشت

14

گر به تحسین نگشاید لب یاران برجاست

در نیستان قلم، معنی ما شکر داشت

15

بیدل آشفتگی از طورکلام تو نرفت

این جنون ‌سلسله یکسر خط بی‌ مسطر داشت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

حیرتم عمری به امید ندامت شاد داشت

جان‌کنیها، ریشه‌ای در تیشهٔ فرهاد داشت

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 811

اگلی نظم

برق آفت لمعه در بی‌ضبطی اسرار داشت

نعرهٔ منصور تا گردن فرازد دار داشت

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 813

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور