صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 323

غزل شمارهٔ 323

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: اییها

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

به داغ غربتم واسوخت آخر خودنمایی‌ها

برآورد از دلم چون ناله اظهار رسایی‌ها

2

غبارانگیز شهرت نیست وضع خاکسار ما

خروشی داشتم گم کرده‌ام در سرمه‌سایی‌ها

3

هوادار مزاج طفلی‌ام اما ازین غافل

که چون گل پوست بر تن می‌درد رنگین‌قبایی‌ها

4

چو رنگم بس که سر تا پا طلسم ساز خاموشی

شکستن هم نبرد از پیکر من بی‌صدایی‌ها

5

در این وادی به تدبیر دگر نتوان زدن گامی

مگر نذر ز خود رفتن شود بی دست و پایی‌ها

6

مباش ای غنچهٔ اوراق گل مغرور جمعیت

که این پیوستگی‌ها در بغل دارد جدایی‌ها

7

تو از سررشتهٔ تدبیر راهم‌ غافلی ورنه

ندارد فسق خلوتخانه‌ای چون پارسایی‌ها

8

کسی یارب مباد افسردهٔ نیرنگ خودداری

شرارم شنگ شد از کلفت صبرآزمایی‌ها

9

اثر گم کرده آهم مپرس از عندلیب من

در این گلشن نفس می‌سوزم از آتش نوایی‌ها

10

ز طوف آستانش تا نصیب سجده بردارم

به رنگ سایه‌ام محمل به دوش جبهه‌سایی‌ها

11

به دل گفتم کدامین شیوه دشوار است در عالم

نفس در خون تپید و گفت‌: پاس آشنایی‌ها

12

چه کلفت‌ها که دل در بی‌خودی دارد نهان بیدل

بود آیینه را حیرت نقاب بی‌صفایی‌ها

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بود سرمشق درس خامشی باریک‌بینی‌ها

ز مو انگشت حیرانی به لب دارند چینی‌ها

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 322

اگلی نظم

ای بهارستانِ اقبال ای چمن سیما بیا

فصلِ سیرِ دل‌ گذشت اکنون به‌ چشمِ ما بیا

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 324

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

خودی را مردم‌آمیزی دلیل نارسایی‌ها

تو ای درد آشنا بیگانه شو از آشنایی‌ها

علامہ اقبال»زبور عجم»غزلیات»غزل شمارهٔ 56

پس از عمری که فرسودم به مشق پارسایی‌ها

گدا گفت و به من تن درنداد از خودنمایی‌ها

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 43

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور