صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 82

غزل شمارهٔ 82

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: یررا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
تا به‌کی در پرده دارم آه بی‌تأثیر را
از وداع آرزو پر می‌دهم این تیر را
22
کلبهٔ مجنون چوصحرا ازعمارت فارغ‌است
بام و در حاجت نباشد خانهٔ زنجیر را
33
رنگ زردما عیار قدرت‌عشق است وبس
این طلا بی‌پرده دارد جوهر اکسیر را
44
ما تحیرپیشگان را اضطراب دیگر است
پرزدن در رنگ‌خون شد بسمل تصویر را
55
آسمان باآن‌کجی شمع‌بساطش راستی است
حلقهٔ چشم کمان نظاره داند تیر را
66
کوشش بی‌دست و پایان از اثر نومید نیست
انتظار دام آخر می‌کشد نخجیر را
77
جسم کلفت‌خیز در زندان تعمیرت گداخت
از شکستن قفل‌کن این خانهٔ دلگیر را
88
عرض هستی در خمار انفعال افتادن است
گردش رنگ است ساغر مجلس تصویر را
99
بسمل ما بسکه از ذوق شهادت می‌تپد
تیغ قاتل می‌شمارد فرصت تکبیر را
1010
وحشت مجنون ما را چاره نتوان یافتن‌
حلقه‌کرد اندیشهٔ ضبط صدا زنجیر را
1111
نیست در بیداری موهوم ما بیحاصلان
آنقدر خوابی‌که‌کس زحمت دهد تعبیر را
1212
پوشش حال است بیدل ساز حفظ آبرو
بی‌نیامی می‌کند بی‌جوهر این شمشیر را
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

پاس کار خود نباشد صاحب تدبیر را

دست بر قید صدا مشعل بود زنجیررا

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 81

اگلی نظم

ز آهم مجویید تأثیر را

پر از بال عنقاست این تیر را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 83

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

با جوانی سر خوش است این پیر بی تدبیر را

جهل باشد با جوانان پنجه کردن پیر را

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 10

سهل مشمر همتِ پیرانِ با تدبیر را

کز کمان بال و پر پرواز باشد تیر را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 64

سر به گردون می‌دهم این آهِ پُر تأثیر را

می‌زنم آتش به سقف این خانهٔ دلگیر را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 65

وصفِ زلفِ یار عاجز می‌کند تقریر را

دوریِ این راه، کوته می‌کند شبگیر را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 66

مُهرِ خاموشی کند کوته‌زبان تقریر را

این سپر دندانه می‌سازد دمِ شمشیر را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 67

خوب دارد زاهدِ شیاد، داروگیر را

دامِ دردانه است پنهان سبحهٔ تزویر را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 68

دیدمش در دل نهفتم آه بی‌تأثیر را

در کمان از بس که دزدیدم شکستم تیر را

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 21

پاس کار خود نباشد صاحب تدبیر را

دست بر قید صدا مشعل بود زنجیررا

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 81

گر کمان‌دار خیالت در زه آرد تیر را

هر بن مو چشم امیدی شود نخجیر را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 84

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00