صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 84

غزل شمارهٔ 84

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: یررا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
گر کمان‌دار خیالت در زه آرد تیر را
هر بن مو چشم امیدی شود نخجیر را
22
یاد رخسارت جبین فکر را آیینه ساخت
حرف زلفت کرد سنبل رشتهٔ تقریر را
33
برنمی‌دارد عمارت خاک صحرای جنون
خواهی آبادم کنی بر باد ده تعمیر را
44
مانع بی‌تابی آزادگان فولاد نیست
ناله در وحشت گریبان می‌درّد زنجیر را
55
سخت دشوارست پرداز شکست رنگ من
بشکن ای نقاش اینجا خامهٔ تصویر را
66
موج‌ خون‌ من‌که‌ آتش داغ‌ گرمی‌های‌ اوست
می‌کند بال سمندر جوهر شمشیر را
77
چون‌ ره‌‌ خوابیده زین‌ خوابی‌ که فیضش‌ کم مباد
تا به منزل برده‌ام سررشتهٔ تعبیر را
88
گر به‌ این وجدست شور وحشت دیوانه‌ام
داغ‌ حیرت می‌کند چون‌ نقش‌ پا زنجیر را
99
پای تا سر دردم اما زحمت کس نیستم
ناله‌ام در سینه خرمن می‌کند تأثیر را
1010
تا کی از غفلت به قید جسم فرساید دلت
یک نفس بر باد ده این خاک دامن‌گیر را
1111
صبح عشرتگاه هستی از شفق آبستن است
نیست جز خون‌ گر بپالاید کسی این شیر را
1212
دست از دنیا بدار و دامن آهی بگیر
تا بدانی همچو بیدل قدر دار و گیر را
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ز آهم مجویید تأثیر را

پر از بال عنقاست این تیر را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 83

اگلی نظم

گرکنی با موج خونم همزبان شمشیررا

می‌کشم در جوهر از رگهای جان شمشیر را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 85

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

با جوانی سر خوش است این پیر بی تدبیر را

جهل باشد با جوانان پنجه کردن پیر را

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 10

سهل مشمر همتِ پیرانِ با تدبیر را

کز کمان بال و پر پرواز باشد تیر را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 64

سر به گردون می‌دهم این آهِ پُر تأثیر را

می‌زنم آتش به سقف این خانهٔ دلگیر را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 65

وصفِ زلفِ یار عاجز می‌کند تقریر را

دوریِ این راه، کوته می‌کند شبگیر را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 66

مُهرِ خاموشی کند کوته‌زبان تقریر را

این سپر دندانه می‌سازد دمِ شمشیر را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 67

خوب دارد زاهدِ شیاد، داروگیر را

دامِ دردانه است پنهان سبحهٔ تزویر را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 68

دیدمش در دل نهفتم آه بی‌تأثیر را

در کمان از بس که دزدیدم شکستم تیر را

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 21

پاس کار خود نباشد صاحب تدبیر را

دست بر قید صدا مشعل بود زنجیررا

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 81

تا به‌کی در پرده دارم آه بی‌تأثیر را

از وداع آرزو پر می‌دهم این تیر را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 82

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00