شاعر: بیدل دهلوی
حایل عزم نفسگرد ره و فرسنگ نیست
مقصد دل نیست پیدا ورنه قاصد لنگ نیست
نغمهها بیخواست میجوشد ز ساز ما و من
حیرت آهنگیم درآهنگ ما آهنگ نیست
در محیط از خودنماییها نمیگنجد حباب
گرنفس برخود نبالدگوشهٔ دل تنگ نیست
سکتهٔ صد مصرع موجست تمکینگهر
در دبستان ادبسنجی تأمل دنگ نیست
چون طبایع خورد برهم غیرت انشا میکند
صلحگربریک نسق باشد شرردر سنگ نیست
مایه این صوم و صلات آنگاه سودای بهشت
میشود معلوم زاهد جز دکان بنگ نیست
بیش ازین برخود مچین پست وبلند اعتبار
جز سروپاییکه داری افسر و اورنگ نیست
نام اگر آیینه خواهد، جوهر تمثال کو
عالم تصویر عنقاییم ما را رنگ نیست
تیره میسوزی چرا ایشمع نزدیک است صبح
تاشب استآیینهٔ خورشیدهم بیزنگ نیست
خواه عریان جلوهگر شو، خواه مستوریگزین
هرچه باداباد درکار است، اینجا ننگ نیست
بیدل از طاقت جهانی را به خودکردی طرف
با ضعیفیگرتوانی صلحکردن جنگ نیست
زمین
در بر سیمین دلت گر سخت تر از سنگ نیست
هرگزت رحمی چرا بر عاشق دلتنگ نیست
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 196
هر چه خواهی کن که ما را با تو روی جنگ نیست
پنجه بر زورآوران انداختن فرهنگ نیست
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 119
غافلان را احتیاج باده گلرنگ نیست
خواب چون افتاد سنگین حاجت پاسنگ نیست
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1296
روزی دل جز شکست از یار شوخ و شنگ نیست
قسمت دیوانه از طفلان به غیر از سنگ نیست
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1297
فارسی متن کا ماخذ: گنجور