بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 256غزل شمارهٔ 256شاعر: بیدل دهلویوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: اشیماصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجهانگرفت غبار جنون تلاشی ماچوصبح تاختبهگردون جگرخراشی ما2نقل کریںحریرکسوت تنزیه فال شوخی زدبه بوی پیرهن آمیخت بدقماشی ما3نقل کریںدل از تعلق اسباب قطع راحتکردنفس به نالهکشید از قفس تراشی ما4نقل کریںنداشت گرد دگر آستان یکتاییخیال قرب شد احکام دور باشی ما5نقل کریںچه ظلم داشت درین انجمن تمیز فضولکه خودپرست عیانکرد خواجه تاشی ما6نقل کریںکسی مباد خجل از تعلق اغراضعرق به جبهه دماند از نیاز پاشی ما7نقل کریںدر آتشیم چو شمع از ضعیفی طاقتکه رنگ رفته نجستهست از حواشی ما8نقل کریںبه هر زمینکه فتادیم برنخاست غبارجهات تنگ شد از پهلوی فراشی ما9نقل کریںز نشئهٔ می تمکین ما مگو بیدلقدح در آبگهر زد ادب معاشی ما◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمز بادهایست به بزم شهود، مستی ماکه کرد رفع خمار شراب هستی مابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 255اگلی نظمچون نقش پا ز عجز نگردید روی مادر سجده خاک شد سر تسلیم خوی مابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 257آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمز بادهایست به بزم شهود، مستی ماکه کرد رفع خمار شراب هستی مابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 255