صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »وصلت نامه
  3. »بخش 3 - آغاز کتاب

بخش 3 - آغاز کتاب

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

عاشقا یک دم در آور سر جان

تا بیابی سر عشق کالامکان

22

عاشقان بینی بجان حیران شده

هر یک از نوعی دگر جویان شده

33

عاشقان بینی در این ره گشته غرق

از قدم در خون نشسته تا بفرق

44

عاشقان بینی ز خود فانی شده

جملگی در حال یک بینی شده

55

عاشقان بینی بحق باقی شده

از خودی بگذشته و فانی شده

66

عاشقان بینی زبان لال آمده

وانگهی از عشق در حال آمده

77

عاشقان بینی بریده خویشتن

همچو ابراهیم در دین بت شکن

88

عاشقان بینی ز سوی کالامکان

هر نفس در باخته جان جهان

99

عاشقان بینی ز فرش خاکدان

در دمی بگذشته ازهفت آسمان

1010

عاشقان بینی ز درد عشق زار

سر برهنه پا برهنه دل فکار

1111

عاشقان بینی ز شوق دوست مست

جمله اندر نیستی گشتند هست

1212

عاشقان بینی تمامت جان شده

همچو اسماعیل جان قربان شده

1313

عاشقان بینی ز هجر درد وداغ

همچو یعقوب نبی در سوز و داغ

1414

عاشقان بینی به مصر جان شده

وانگهی در مصر جان سلطان شده

1515

عاشقان بینی بسی در غرق نور

همچو موسی رفته اندر کوه طور

1616

عاشقان بینی بسی شاه آمده

چون سلیمان شاه درگاه آمده

1717

عاشقان بینی برفته زین جهان

همچو عیسی رفته اندر آسمان

1818

چون محمد عاشقی هرگز نبود

هیچ عاشق را چو او آن عز نبود

1919

عاشقان خود جمله در راه ویند

جمله جانبازان درگاه ویند

2020

از سر دردی نظر کن این کتاب

تا که بر خیزد ز پیشت صد حجاب

2121

گر ترا صدق است بین ای پرهنر

تا شوی از سر معنی با خبر

2222

این کتاب دیگر است ای مرددین

رهروان را ره نمود از درد دین

2323

راه دین تحقیق باشد از یقین

کی بود تقلید رفتن راه دین

2424

غیر قرآن آن کتب‌های دگر

جمله قشر است و ز تقلید ای پسر

2525

حق قرآن اینکه نقلست باکمال

سر قرآن را بداند ذوالجلال

2626

من همه تفسیرها را خوانده‌ام

مغز قرآن را ز اوحی خوانده‌ام

2727

باز فرمود از پی ایشان مرا

تا بگویم اصل را و فرع را

2828

حرف علت گفتن افسانه بود

عقل حیوانی نه حقانی بود

2929

یک زمانی ترک کن افسانه را

گوش کن تو رمز وصلت نامه را

3030

هر که این خواند بکام دل شود

زود باشد کاندر این واصل شود

3131

نام این کردم وصالت نامه من

زانکه وصلت دیده‌ام از خویش من

3232

هر که می‌خواهد که او واصل شود

درد عطارش مگر حاصل شود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

انبیا را داد سر ذوق عشق

اولیا را داد درد ذوق عشق

عطار»وصلت نامه»بخش 2 - وصلت نامه از مقالات شیخ بهلول در رموز توحید

اگلی نظم

ای برادر حکمت حق گوش دار

تا شوی از هر دو عالم مرد کار

عطار»وصلت نامه»بخش 4 - حکمت حق سبحانه وتعالی عز اسمه در بیرون آوردن آدم را از بهشت برای رموز حقیقی

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور