صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »نزهت الاحباب
  3. »بخش 2 - بسم الله الرحمن الرحیم

بخش 2 - بسم الله الرحمن الرحیم

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

بلبلی از گلستان دور اوفتاد

وز غم گل سخت مهجور اوفتاد

22

شب همه شب ناله‌ها میکرد زار

صبر از وی کرد عزلت اختیار

33

هیچ آرامش نبودی روز و شب

روز و شب بودی میان تاب و تب

44

آه و فریادش بگردون میشدی

دم بدم از عشق محزون میشدی

55

عاشقی دل رفتهٔ دور از دیار

بیکس و بی مونس و بی غمگسار

66

درچنین حالت حدیثی گفت راست

کین همه سرگشتگی از بهر ماست

77

گفت با خود چون کنم از درد دل

من نیم با این ضعیفی مرد دل

88

از قضا را می‌گذشت آنجا صبا

تا رود سوی گلستان صفا

99

نالهٔ بشنید هنگام سفر

از زبان مرغکی بس مختصر

1010

رفت پیشش گفت کین فریاد چیست

این همه شوریدگی از بهر کیست

1111

تو چه مرغی نام خود برگوی راست

کز فغانت بر تنم شد موی راست

1212

گفت ما را بلبلی کردند نام

عشق گل با جان مابسته مدام

1313

من ز عشق روی گل نالم همی

روز و شب در نالشم بی همدمی

1414

گفت ای دل داده میدانی مرا

من کیم کین نکته می‌پرسم ترا

1515

گفت آری پیک راه عاشقان

هست لطفت دستگیر طالبان

1616

تو صبائی در طلب در جستجوی

در حریم وصل گل در گفتگوی

1717

کرد آغاز آن فقیر ناتوان

داستانی در فراق دوستان

1818

بعد از آن بگریست بسیاری بدرد

با دلی پر خون و با رخسار زرد

1919

دل بدرد آمد صبا را گفت پس

من ندیدم چون تو عاشق هیچکس

2020

گر ز من کاری طلب داری بگوی

گفت دارم ای صبای مشکبوی

2121

رحمتی کن بر دل مسکین من

شادگردان خاطر غمگین من

2222

گر ترادر گلستان افتد گذر

این غزل را پیش گل از من ببر

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

حمد وافر و ثنای متکاثره آفریدگاری را که نوع انسان را بر دیگر حیوانات مرتبت نطق تفضیل کرامت فرموده و زبان ایشان را در قفس دهان عندلیب آسا بگفتار درآورد و آخشیجانرا که ضد یکدیگرند در یک وجود با هم صلح داد جل جلاله و عم نواله و صلوات بیحد و تحیات بی حد از حضرت ربوبیت بروح مطهر و روضهٔ مقدسهٔ معنبر سید کاینات و خلاصهٔ موجودات محمد مصطفی علیه افضل الصلوات و اکمل التحیات و بر اولاد واحباب او باد.

بدان ای عزیز که این کتاب را نزهت الاحباب نام نهادیم حق تعالی توفیق رفیق گرداناد و این حکایت عاشق و معشوق یعنی گل و بلبل ومناظرهٔ ایشان و عتاب از طرفین چون بنظر حقیقت بنگری حال اهل دنیا است و معیشت ایشان وبالله التوفیق والیه المرجع و المآب.

عطار»نزهت الاحباب»بخش 1 - دیباچه

اگلی نظم

ای سرو سردار خوبان جهان

الامان از دست عشقت الامان

عطار»نزهت الاحباب»بخش 3 - غزل

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور