صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »نزهت الاحباب
  3. »بخش 2 - بسم الله الرحمن الرحیم

بخش 2 - بسم الله الرحمن الرحیم

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

بلبلی از گلستان دور اوفتاد

وز غم گل سخت مهجور اوفتاد

2

شب همه شب ناله‌ها میکرد زار

صبر از وی کرد عزلت اختیار

3

هیچ آرامش نبودی روز و شب

روز و شب بودی میان تاب و تب

4

آه و فریادش بگردون میشدی

دم بدم از عشق محزون میشدی

5

عاشقی دل رفتهٔ دور از دیار

بیکس و بی مونس و بی غمگسار

6

درچنین حالت حدیثی گفت راست

کین همه سرگشتگی از بهر ماست

7

گفت با خود چون کنم از درد دل

من نیم با این ضعیفی مرد دل

8

از قضا را می‌گذشت آنجا صبا

تا رود سوی گلستان صفا

9

نالهٔ بشنید هنگام سفر

از زبان مرغکی بس مختصر

10

رفت پیشش گفت کین فریاد چیست

این همه شوریدگی از بهر کیست

11

تو چه مرغی نام خود برگوی راست

کز فغانت بر تنم شد موی راست

12

گفت ما را بلبلی کردند نام

عشق گل با جان مابسته مدام

13

من ز عشق روی گل نالم همی

روز و شب در نالشم بی همدمی

14

گفت ای دل داده میدانی مرا

من کیم کین نکته می‌پرسم ترا

15

گفت آری پیک راه عاشقان

هست لطفت دستگیر طالبان

16

تو صبائی در طلب در جستجوی

در حریم وصل گل در گفتگوی

17

کرد آغاز آن فقیر ناتوان

داستانی در فراق دوستان

18

بعد از آن بگریست بسیاری بدرد

با دلی پر خون و با رخسار زرد

19

دل بدرد آمد صبا را گفت پس

من ندیدم چون تو عاشق هیچکس

20

گر ز من کاری طلب داری بگوی

گفت دارم ای صبای مشکبوی

21

رحمتی کن بر دل مسکین من

شادگردان خاطر غمگین من

22

گر ترادر گلستان افتد گذر

این غزل را پیش گل از من ببر

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

حمد وافر و ثنای متکاثره آفریدگاری را که نوع انسان را بر دیگر حیوانات مرتبت نطق تفضیل کرامت فرموده و زبان ایشان را در قفس دهان عندلیب آسا بگفتار درآورد و آخشیجانرا که ضد یکدیگرند در یک وجود با هم صلح داد جل جلاله و عم نواله و صلوات بیحد و تحیات بی حد از حضرت ربوبیت بروح مطهر و روضهٔ مقدسهٔ معنبر سید کاینات و خلاصهٔ موجودات محمد مصطفی علیه افضل الصلوات و اکمل التحیات و بر اولاد واحباب او باد.

بدان ای عزیز که این کتاب را نزهت الاحباب نام نهادیم حق تعالی توفیق رفیق گرداناد و این حکایت عاشق و معشوق یعنی گل و بلبل ومناظرهٔ ایشان و عتاب از طرفین چون بنظر حقیقت بنگری حال اهل دنیا است و معیشت ایشان وبالله التوفیق والیه المرجع و المآب.

عطار»نزهت الاحباب»بخش 1 - دیباچه

اگلی نظم

ای سرو سردار خوبان جهان

الامان از دست عشقت الامان

عطار»نزهت الاحباب»بخش 3 - غزل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور