صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش بیست و هشتم
  4. »بخش 5 - الحكایة و التمثیل

بخش 5 - الحكایة و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

گفت روزی پادشاه عصر خویش

بر کنار بام شد بر قصر خویش

2

کودکی را دید زیبا و لطیف

مشت میزد سخت پیری را ضعیف

3

زیر قصر آمد وزو پرسید حال

کز چه او را میدهی این گوشمال

4

گفت او را میبباید زد بسی

تا نیارد کرد این دعوی کسی

5

دعوی عشق منش میبوده است

پس سه روز و شب فرو آسوده است

6

نه طلب کرده مرا نه جسته باز

مانده در عشق این چنین آهسته باز

7

از همه عالم گزیدست او مرا

شد سه روز اکنون که دیدست او مرا

8

کرده او دعوی من از دیرگاه

زین بتر در عشق کی باشد گناه

9

شاه گفتا زین بتر باید زدن

هر دم از نوعی دگر باید زدن

10

صبر از معشوق عاشق چون کند

کی تواند کرد تا اکنون کند

11

هرکه بی معشوق میگیرد قرار

کی توان بر ضرب کردن اختصار

12

زان که هر کو نان این دیوان خورد

بس قفا کو در قفای آن خورد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

کودکی بود از جمالش بهرهٔ

مهر و مه در جنب رویش زهرهٔ

عطار»مصیبت نامه»بخش بیست و هشتم»بخش 4 - الحكایة و التمثیل

اگلی نظم

صوفئی میرفت و جانی پرغمش

پای بازی زد قفائی محکمش

عطار»مصیبت نامه»بخش بیست و هشتم»بخش 6 - الحكایة و التمثیل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور