عطار»مصیبت نامه»بخش بیست و هشتم»بخش 6 - الحكایة و التمثیلبخش 6 - الحكایة و التمثیلشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںصوفئی میرفت و جانی پرغمشپای بازی زد قفائی محکمش2نقل کریںچون قفای سخت خورد آنجایگاهکرد آن صوفی مگر از پس نگاه3نقل کریںمرد گفت از چه ز پس نگرندهٔکاینت باید خورد تا تو زندهٔ◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگفت روزی پادشاه عصر خویشبر کنار بام شد بر قصر خویشعطار»مصیبت نامه»بخش بیست و هشتم»بخش 5 - الحكایة و التمثیلماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگفت روزی پادشاه عصر خویشبر کنار بام شد بر قصر خویشعطار»مصیبت نامه»بخش بیست و هشتم»بخش 5 - الحكایة و التمثیل