صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش سی و سوم
  4. »بخش 1 - المقالة الثالثة و الثلثون

بخش 1 - المقالة الثالثة و الثلثون

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

سالک جان بر لب دل پر نیاز

گفت با داود داء ود باز

22

کای به داودی جهان معرفت

از ودودت ود میبینم صفت

33

جمع شد سر محبت صد جهان

نام آن داود آمد در زفان

44

دی که روز عرض ذریات بود

ذرهٔ تو انور الذرات بود

55

نور عشقت از جهان قدس و راز

بود همره جانت را زان وقت باز

66

بود در جانت جهانی را ز نور

آن همه حق شرح دادت در زبور

77

لاجرم آن رازهای غمگسار

جمله در آوازت آمد آشکار

88

ای خوش آوازیت با جان ساخته

خلق از حلق تو جان در باخته

99

ای دل پاک تو دریای علوم

زآتش عشق تو آهن گشته موم

1010

آتشی کآهن تواند نرم کرد

هردو عالم را تواند گرم کرد

1111

آن چه آتش بود کآمد آشکار

تا زبانش گشت بی دل چل هزار

1212

راه گم کردم مرا آگاه کن

ذرهٔ زان آتشم همراه کن

1313

تا میان پیچ پیچی جهان

راه یابم سوی آن گنج نهان

1414

گفت داودش که یک کار ملوک

راست نامد در ره حق بی سلوک

1515

پادشاهانی که در دین آمدند

جمله در کار از پی این آمدند

1616

گر برین درگاه باری بایدت

عزم راهی قصد کاری بایدت

1717

گر باخلاصی فرو آئی براه

مصطفی راهت دهد تا پیشگاه

1818

در ره او باز اگر هستیت هست

دامن او گیر اگر دستیت هست

1919

گر گدای او شوی شاهت کند

ور نهٔ آگاه آگاهت کند

2020

چون گذشتی در حقیقت از احد

احمد آید مرجع تو تا ابد

2121

راهرو را سوی او باید شدن

معتکف در کوی او باید شدن

2222

چون تو گشتی بر در او معتکف

مختلف بینی بوحدت متصف

2323

مرده دل آنجا مرو ناتن درست

زندگی حاصل کن از عیسی نخست

2424

سالک آمد پیش پیر دل فروز

بازگفتش حال خود از درد و سوز

2525

پیر گفتش جان داود نبی

هست دریای مودت مذهبی

2626

در مودت درد دایم خاص اوست

موم گشته آهن از اخلاص اوست

◆

اگلی / پچھلی نظم

اگلی نظم

خواند داود پیامبر شست سال

بر سر خلقان زبور ذوالجلال

عطار»مصیبت نامه»بخش سی و سوم»بخش 2 - فی الحكایة

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور