صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش نوزدهم
  4. »بخش 4 - الحكایة و التمثیل

بخش 4 - الحكایة و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

بس عجب دیوانهٔ فرتوت بود

دایمش نه جامه و نه قوت بود

2

عاشقی خوش بود و مجنونی شگرف

غرقهٔ دیرینهٔ این بحر ژرف

3

روز و شب میسوختی از عشق دوست

هرکه میسوزد ز عشق او نکوست

4

روزگاری بود تا در صد عنا

گرد او میگشت گرداب بلا

5

لاجرم در جملهٔ عمر دراز

شادمان دستی بدل ننهاد باز

6

از شراب نامرادی مست بود

زیر پای پیل محنت پست بود

7

دایماً میگفت با چشم پر آب

ای خدا بازت دهم آخر جواب

8

وقت مردن بیدلی را خواند او

پس وصیت کردش و بنشاند او

9

گفت چون جانم برآید از تنم

برکش از بهر کفن پیراهنم

10

پیش دل بشکاف از بیرون من

پس برون کن این دل پرخون من

11

برکفن بر سنگ گور و خشت و خاک

بر خط از خون دلم بنویس پاک

12

کآخر این بیدل جوابت باز داد

مرد و مشتی خاک و آبت باز داد

13

مینگنجیدی تو با او در جهان

با تو بگذاشت او جهان رفت از میان

14

جانش شب خوش کرد و تن ناشاد شد

وز جهان جان ستان آزاد شد

15

گر جهان و جان شود در مفلسی

دایماً جان و جهان را تو بسی

16

من چه خواهم کرد پیدا و نهان

بی تو ای جان و جهان جان و جهان

17

تامرا از عمر میماند نفس

مذهبم الجار ثم الدار بس

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

صوفئی رادید یک روزی نظام

در وفا و عهد و در صفوت تمام

عطار»مصیبت نامه»بخش نوزدهم»بخش 3 - الحكایة و التمثیل

اگلی نظم

هندوئی بودست چون شوریدهٔ

در مقام عشق صاحب دیدهٔ

عطار»مصیبت نامه»بخش نوزدهم»بخش 5 - الحكایة و التمثیل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور