صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش سیهم
  4. »بخش 6 - الحكایة و التمثیل

بخش 6 - الحكایة و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

گفت دزدی را گرفت آن سر فراز

در میان جمع دستش کرد باز

2

دزد نه دم زد از آن نه آه کرد

برگرفت آن دست و عزم راه کرد

3

همچنان خاموش میبرید راه

تا رباطی بود رفت آنجایگاه

4

چون رسید آنجاخروشی درگرفت

ناله و فریاد و جوشی در گرفت

5

در فغان آمد بصد زاری زار

وز نفیر خویشتن شد بی قرار

6

سایلی گفتش تو با چندین خروش

زیر دار آخر چرا بودی خموش

7

گفت آنجا هیچ همدردم نبود

دست ببریده یکی مردم نبود

8

گر من آنجا سخت میجوشیدمی

یا بصد فریاد بخروشیدمی

9

گر بسی فریاد بودی آن همه

خلق را چون باد بودی آن همه

10

لیک اینجا یک بریده دست هست

کس چه داند او بداند درد دست

11

لاجرم گر پیش او نالم رواست

کو بداند نالهٔ من از کجاست

12

تا نیاید هیچ همدردی پدید

نالهٔ همدرد نتواند شنید

13

ذرهٔ این درد اگر برخیزدت

دل بصد درد دگر برخیزدت

14

گر شود این درد دامنگیر تو

بس بود این درد دایم پیر تو

15

ور نگیرد دامنت این درد زود

گفت و گوی این ندارد هیچ سود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بود مجنونی به نیشابور در

زو ندیدم در جهان رنجورتر

عطار»مصیبت نامه»بخش سیهم»بخش 5 - الحكایة و التمثیل

اگلی نظم

ناقلی در پیش آن شیخ کبیر

گفت هر روزی یکی داننده پیر

عطار»مصیبت نامه»بخش سیهم»بخش 7 - الحكایة و التمثیل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور