صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش نهم
  4. »بخش 5 - الحكایة و التمثیل

بخش 5 - الحكایة و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

بود در غزنی امامی از کرام

نام بودش میرهٔ عبدالسلام

22

چون سخن گفتی امام نامدار

خلق آنجا جمع گشتی بی شمار

33

هر کرا در شهر چیزی گم شدی

روز مجلس پیش آن مردم شدی

44

بانگ کردی آنچه گم کردی براه

پس نشان جستی ز خلق آنجایگاه

55

روز مجلس بود مردی سوگوار

زانکه خر گم کرده بود آن بیقرار

66

بر سر آن مردم مجلس نیوش

مرد خر گم کرده آمد در خروش

77

کای مسلمانان خری با جُل که یافت

چه خر و چه اسب آن دلدل که یافت

88

چون نداد آنجا کسی از خر نشان

مرد شد بر خاک از آن غم خون فشان

99

آن امام القصه حرف آغاز کرد

دفتر عشاق از هم باز کرد

1010

وصف عشق و عاشقان گفتن گرفت

وز کمال عشق آشفتن گرفت

1111

پس چنین گفت او که ذرات جهان

جمله در عشقند پیدا ونهان

1212

در جهان کس بود کو عاشق نبود

یا کمال عشق را لایق نبود

1313

هست در مجلس کسی اینجایگاه

کو بسر عشق کم بردست راه

1414

غافلی برخاست پنداشت آن سلیم

کانکه عاشق نیست کاریست آن عظیم

1515

گفت اگر چه یافتم عمری تمام

هرگزم عشقی نبودست ای امام

1616

میره گفت آن مرد خرگم کرده را

روفساری آر و گیر این مرده را

1717

کانچه تو در جستنش بشتافتی

منت ایزد را که اینجا یافتی

1818

مرد را بی عشق کاری چون بود

این چنین خر بی فساری چون بود

1919

هر که عاشق نیست او را خر شمر

خر بسی باشد ز خر کمتر شمر

2020

عاشقی در چستی و چالاکیست

هرکه عاشق نیست کرمی خاکیست

2121

عشق را گاهی نوازش باشدت

گاه چون شمعی گدازش باشدت

2222

تا نخواهی دید در اول گداز

نیست درآخر ترا ممکن نواز

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آن یکی قلاب را بگرفت شاه

خواست تادستش ببرد پیش راه

عطار»مصیبت نامه»بخش نهم»بخش 4 - الحكایة و التمثیل

اگلی نظم

بوسعید مهنه در آغاز کار

پیش لقمان رفت روزی بی قرار

عطار»مصیبت نامه»بخش نهم»بخش 6 - الحكایة و التمثیل

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور