صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش سیهم
  4. »بخش 1 - المقالة الثلثون

بخش 1 - المقالة الثلثون

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

سالک آمد نوحه گر در پیش نوح

گفت ای شیخ شیوخ و روح روح

22

عالمی دردی و دریای دوا

آدم ثانی و شیخ انبیا

33

خشک سال عالم از کنعان تراست

وی عجب عالم پر از طوفان تراست

44

اشک تو در نوحه چون بسیار شد

تا تنوری گرم طوفان بار شد

55

کشتی اهل سلامت خاص تست

تا ابد دریای دین اخلاص تست

66

گر در آن کشتی نیامد هرکست

سر بسم اللّه مجریها بست

77

تشنه تر از تو ندیدم هیچکس

لاجرم طوفانت آمد پیش و پس

88

گرچه عالم گشت پر طوفان تو

بیشتر شد تشنگی جان تو

99

تا به سرّ عشق در کار آمدی

تشنهٔ دریای اسرار آمدی

1010

چون بصورت آمد آن دریا ز زور

در جهان افکند طوفان تو شور

1111

چون جهان را تشنگی بنشاندی

کشتی اهل سلامت راندی

1212

مردهٔ عشقم مرا جانی فرست

تشنه خواهم مرد طوفانی فرست

1313

نوح گفت ای بیقرار نوحه گر

بازکن چشم از هم و در من نگر

1414

تک زدم در راه او سالی هزار

تا که داد از خیل کفارم کنار

1515

زخم خوردم روز و شب عمری دراز

تا بصد زاری در من کرد باز

1616

تو بدین زودی بدان در چون رسی

وز نخستین پایه برتر چون رسی

1717

صبر میباید ترا ناچار کرد

تا توانی چارهٔ این کار کرد

1818

گر دری خواهی که بگشاید ترا

وآنچه جوئی روی بنماید ترا

1919

از در پیغامبر آخر زمان

همچو حلقه سرمگردان یک زمان

2020

زآنکه تا خورشید باشد راهبر

بر ستاره چون توان کردن سفر

2121

ذرهٔ راه در خورشید گیر

راه آن سلطانی جاوید گیر

2222

گر به قرب مصطفی جوئی تو راه

پیش ابراهیم رو زین جایگاه

2323

سالک آمد پیش پیر ارجمند

قصهٔ برگفتش الحق دردمند

2424

پیر گفتش هست نوح آرام روح

حق نهاده نام او از نوحه نوح

2525

در مصیبت بود دایم مرد کار

نوحه بودش روز و شب از درد کار

2626

تا نیاید درد این کارت پدید

قصهٔ این درد نتوانی شنید

2727

گر تو خواهی تا شوی مرد ای پسر

هیچ درمان نیست جز درد ای پسر

◆

اگلی / پچھلی نظم

اگلی نظم

کاملی گفته‌ست از اهل یقین

گر جهودان جمله بگزینند دین

عطار»مصیبت نامه»بخش سیهم»بخش 2 - الحكایة و التمثیل

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور