صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش سوم
  4. »بخش 1 - المقالة الثالثه

بخش 1 - المقالة الثالثه

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

سالک همچون موکل بر سری

پیش میکائیل شد چون مضطری

22

گفت ای فرمانده هر مخزنی

بی تو نتوان خورد هرگز ارزنی

33

ای مفاتیح جهان در دست تو

حامل عرشی و کرسی پست تو

44

ابر و باران قطرهٔ عمان تست

رزق و روزی ریزه از خوان تست

55

هر شبی ازتودل افروزی رسد

باز هر روزی ز نو روزی رسد

66

گر ترا نبود بروزی هیچ برگ

کی نشیند شبنمی بر هیچ برگ

77

ور عنان باد پیچی یک دمی

کی نسیم خوش جهد در عالمی

88

تا ابد سرسبزی خلقان ز تست

رعد و برق و برف و هم باران ز تست

99

طفل بستان را چو از پستان میغ

تازه گردانی ز شیری بیدریغ

1010

بر رخ بستانش از بهر فرح

برکشی آن طفل را قوس قزح

1111

تا چو با این قوس بتواند نشست

قاب قوسینش مگر آید بدست

1212

طفل عشقم تربیت کن هم مرا

تا برون آری ازین ماتم مرا

1313

چون شنود القصه میکائیل راز

گفت ای بیچاره بر راهی دراز

1414

من که میکائیلم اینجا برچه ام

شوق حق را عشق دین را خود که ام

1515

گه بباران بازمانده گه ببرق

روز و شب مشغول کار غرب و شرق

1616

رعد بانگیست از دل پر درد من

باد یک شمه ز باد سرد من

1717

برف و باران اشک بسیار منست

برق از جان شرر بار منست

1818

گه ز آهم میغ پرده میشود

گه زنومیدی فسرده میشود

1919

سوز و جوش و اشک بسیارم نگر

سر برار آخر سر و کارم نگر

2020

من چو خود سرگشتهٔ کار خودم

روز و شب در درد و تیمار خودم

2121

تو برو کاین در ز من نگشایدت

جز درون خویشتن نگشایدت

2222

سالک آمد پیش پیرو راز گفت

حال خود با پیر یک یک بازگفت

2323

پیر گفتش آنکه میکائیل اوست

لطف را و رزق را دادن نکوست

2424

هر دو عالم را مدد زو میرسد

رزق دادن تا ابد زو میرسد

2525

رزق را از پادشاه دادگر

جان میکائیل میبینم ممر

2626

هر که رزاقی ندید از پیشگاه

هست او در شرک نیست او مرد راه

◆

اگلی / پچھلی نظم

اگلی نظم

کرد حاتم را سؤال آن مرد خام

کز کجا آری تو هر روزی طعام

عطار»مصیبت نامه»بخش سوم»بخش 2 - الحكایة و التمثیل

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور