صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش بیست و نهم
  4. »بخش 1 - المقالة التاسعة و العشرون

بخش 1 - المقالة التاسعة و العشرون

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

سالک آمد پیش آدم خون فشان

تا ازان دم یابد از آدم نشان

22

گفت ای بنیاد فطرت ذات تو

دو جهان پر شور ذریات تو

33

تا ابد اعجوبهٔ عالم توئی

اصل کرمنا بنی آدم توئی

44

در زمین و آسمان لشکر تراست

جسم و جان و جزو و کل یکسر تراست

55

مرکز دنیا و دین مطلق توئی

نقطهٔ عالم صفی حق توئی

66

هم توئی بر صورت اصل آمده

صورتی از صورتش فصل آمده

77

هم خمیر دست حق دایم تراست

جان بحق بیواسطه قایم تراست

88

هم دلت را اصبعین قدرتست

جان پاکت مرغ خاص حضرتست

99

چون تو داد نقطهٔ مردم دهی

هشت جنت را بیک گندم دهی

1010

طفل ره بودی که در زیر و زبر

سجده کردندت ملایک سر بسر

1111

باز چون در راه دین بالغ شدی

از دوعالم تا ابد فارغ شدی

1212

گرملک بسیار عالم دیده بود

کس بنامی زان همه نرسیده بود

1313

جمله را تعلیم هر اسم از تو خاست

وز مسمی ذرهٔ قسم از تو خاست

1414

چون تو استاد ملایک آمدی

جمله مملوک و تو مالک آمدی

1515

از مسمی ابجدی در حد من

در من آموز ای اب و هم جد من

1616

چند سوزم جان پرسوزم ببین

روز من شب شد شب و روزم ببین

1717

آدم معصوم گفت ای مرد راه

می بباید شد ترا تا پیشگاه

1818

پیشگاه دولت دین مصطفاست

پیش او شو تا شود این کار راست

1919

گرچه میدانم دوای این طلب

نیست با او این دوا کردن ادب

2020

درحضور او ز ما دولت مخواه

دولت آنجا جوی و آنجا جوی راه

2121

زانکه فردا انبیا و اولیاش

جمله ره جویند در زیر لواش

2222

هرکه در راه محمد ره نیافت

تا ابد گردی ازین درگه نیافت

2323

دولت دنیا و دین درگاه اوست

انبیا را قبله خلوتگاه اوست

2424

دولت آنجا جوی و دین آنجا طلب

مرجع اهل یقین آنجا طلب

2525

پیش گیر اکنون ره و عالم ببین

نوح بر راهست او را هم ببین

2626

سالک آمد پیش پیر سرفراز

در میان آورد با او نقد راز

2727

پیر گفتش هست آدم اصل کل

عز را بفروخته بخریده ذل

2828

جسته از تخت خداوندی کنار

بندگی را کرده در دل اختیار

2929

از بهشت عدن آزاد آمده

در غم بنده شدن شاد آمده

3030

بود نور قدسی هم پیراهنش

خواست کان بیرون فتد از گردنش

3131

زانکه او را بندگی مطلوب بود

لاجرم در بندگی محبوب بود

3232

بندگی راترک جنت گفت پاک

عاشق آسا از بهشت آمد بخاک

◆

اگلی / پچھلی نظم

اگلی نظم

بندهٔ را امتحان میکرد شاه

خواند یک روزیش پیش خود پگاه

عطار»مصیبت نامه»بخش بیست و نهم»بخش 2 - الحكایة و التمثیل

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور