صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش نهم
  4. »بخش 3 - الحكایة و التمثیل

بخش 3 - الحكایة و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

بود دزدی، دزدیِ بسیار کرد

تا خلیفه ش عاقبت بردار کرد

2

میگذشت آنجایگه شبلی مگر

چشم افتادش بران زیر و زبر

3

اشک بر رویش ز کار او دوید

نعرهٔ زد پیش دار او دوید

4

بوسهٔ بر پای او داد و برفت

پیش او دستار بنهاد و برفت

5

سر این پرسید از وی سایلی

گفت بودست او بدزدی کاملی

6

از کمال او دزدی بسیار کرد

تا که جان را در سر این کار کرد

7

هرکه او در کار خود باشد تمام

جان خود در کار بازدوالسلام

8

گرچه دزدی جاهل و غافل بدست

لیک اندر کار خود کامل بدست

9

چون تمام افتاد او در کار خویش

زان نهادم پیش اودستار خویش

10

چون بدیدم دار چوبین جای او

بوسه زان دادم خوشی بر پای او

11

او بکار خویش مرد خویش بود

نه چو من نامرد درد خویش بود

12

او بمردی بود پشت لشگری

نه چو من آمد مخنث گوهری

13

جان او او را جوی ارزیده بود

نه چو من برجان خود لرزیده بود

14

مرد باید خواه خاص و خواه عام

کو بود در فن و کار خود تمام

15

ذرهٔ گر نیک نامی بایدت

در همه کاری تمامی بایدت

16

در تمامی گر تو کاری بد کنی

آن هم از بهر خلاص خود کنی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بود ذوالنون را مریدی پاکباز

هم بمعنی اهل دل هم اهل راز

عطار»مصیبت نامه»بخش نهم»بخش 2 - الحكایة و التمثیل

اگلی نظم

آن یکی قلاب را بگرفت شاه

خواست تادستش ببرد پیش راه

عطار»مصیبت نامه»بخش نهم»بخش 4 - الحكایة و التمثیل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور