صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش سی و هشتم
  4. »بخش 10 - الحكایة و التمثیل

بخش 10 - الحكایة و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

بامدادی شد بر سلطان ایاس

خوبیش بیحد و ملحش بی قیاس

2

صد شکن در گرد ماه افکنده بود

هر شکن صد پادشاه افکنده بود

3

شاه را پیوسته رو با روی او

حاجبی نزدیکتر ابروی او

4

شاه درچشم سیاهش خیره بود

ماه درجنب جمالش تیره بود

5

هر دو لعل او کلید مشکلات

این چو آب کوثر آن آب حیات

6

آفتاب روی او از نیکوی

شاه را الحق بچشم آمد قوی

7

گفت هان ای چشم من روشن ز تو

تو ز من نیکوتری یا من ز تو

8

گفت من نیکوترم ای شهریار

پادشاهش گفت رو آئینه آر

9

گفت آئینه کژ آید بیشتر

حکم کژ هرگز نباشد معتبر

10

گفت چون سازیم حکم این جمال

گفت از آئینهٔ دل پرس حال

11

حکم دل بینندگان را جان فزود

هرچه دل گوید برآن نتوان فزود

12

شاه گفتش کز دل خود کن سؤال

تامنم بیش از تو یا تو در جمال

13

چون برآمد ساعتی آنگه ایاس

گفت من نیکوترم ای حق شناس

14

شاه گفت ای حاجت هر بی قرار

این چه میگوید دلت حجت بیار

15

گفت چندانی که من در پیش شاه

میکنم در بند بند خود نگاه

16

من نبینم هیچ جز سلطان مدام

ذرهٔ از خود نمیبینم تمام

17

چون همه شاه مظفر آمدم

لاجرم بی شک نکوتر آمدم

18

در نکوئی کار تو دیگر بود

عاقبت محمود نیکوتر بود

19

گر شود عالم سراسر پر غلام

عاقبت محمود باید والسلام

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

خلق از حجاج بسیاری گریست

زآنکه با او کس نمی یارست زیست

عطار»مصیبت نامه»بخش سی و هشتم»بخش 9 - الحكایة و التمثیل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور