صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »آغاز کتاب
  4. »بخش 19 - الحكایة ‌و التمثیل

بخش 19 - الحكایة ‌و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

فاطمه خاتون جنت ناگهی

پیش سید رفت در خلوتگهی

22

گفت کرد از آس دستم آبله

یک کنیزک از تو میخواهم صله

33

تا مرا از آس رنجی کم رسد

تا کیم از آس چندین غم رسد

44

آس گردونم چو یک ارزن بود

آس کردن خود چه کار من بود

55

وی عجب در پیش حیدر روزگار

بود آن ساعت غنیمت بیشمار

66

دست بگشاد و ببخشید آن همه

هیچ نگذاشت از برای فاطمه

77

یک دعاش آموخت زیبا و عزیز

گفت این بهتر ترازان جمله چیز

88

چون نماند از انبیا میراث باز

کار چندینی مکن برخود دراز

99

هان چگوئی ظلم بود این یا نبود

بود این شفقت همه دین یا نبود

1010

آنکه او از فقر فخر آمد عزیز

کی گذارد هیچ کس را هیچ چیز

1111

هست دنیا دشمن حق بی مجاز

دشمن حق کی گذارد دوست باز

1212

گر سر دین داری ای بی پا و سر

راه دین این نیست زین ره در گذر

1313

دین تو از بهر خلاص خویش دار

در دو عالم درد خاص خویش دار

1414

بی شک این نادادن اینجا دین بود

در فدک صدیق را هم این بود

1515

درد حق گر دامن جان گیردت

این تعصب کی گریبان گیردت

1616

انس حضرت جانفزایت بس بود

تا که تو هستی خدایت بس بود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نیک مردی بود از زن پای بست

پیش رکن الدین اکافی نشست

عطار»مصیبت نامه»آغاز کتاب»بخش 18 - الحكایة و التمثیل

اگلی نظم

کوفئی را گفت مرد راز جوی

مذهب تو چیست با من باز گوی

عطار»مصیبت نامه»آغاز کتاب»بخش 20 - الحكایة ‌و التمثیل

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور