صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش پانزدهم
  4. »بخش 1 - المقالة الخامسة عشر

بخش 1 - المقالة الخامسة عشر

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

سالک آمد پیش آتش سر زده

آتشی از دل بخرمن در زده

2

گفت ای مریخ طبع سر فراز

گرم سیر و زود سوز وتیز تاز

3

هم شهاب و برق از آثار تست

گرم رفتن گرم بودن کارتست

4

رجم شیطانی و شیطان هم زتو

ای عجب دردی و درمان هم ز تو

5

روح بخش روح حیوانی توئی

میزبان نفس انسانی توئی

6

از خطاب حق بهشت جان شدی

باغ ابراهیم را ریحان شدی

7

در درون سنگ و آهن ره تراست

پاکبازی در جهان باللّه تراست

8

هیزمی لعل بدخشانی کنی

آهنی یاقوت رمانی کنی

9

عنصر عالی تو میآئی و بس

با فلک پهلو تو میسائی و بس

10

از سبک روحی خفیف مطلقی

گر بسوزی گر بسازی بر حقی

11

از درخت سبز سر بیرون کنی

موسی مشتاق را مفتون کنی

12

موسی از تو یافت راه از دورجای

پس مرا در خورد من راهی نمای

13

زین سخن برخاست زاتش رستخیز

در دل او آتشی افتاد تیز

14

آب از چشمش روان شد همچو ابر

پای بر آتش نماندش هیچ صبر

15

گفت من پیوسته جان سوز آمدم

طالب این در شب و روز آمدم

16

دایماً در تاب و تب آتش فشان

زین حقیقت باز میپرسم نشان

17

چون بسوزم هرچه میآرم بدست

بر سر خاکسترم بینی نشست

18

من ازین غم بر سر خاکسترم

دیگری را سر براهی چون برم

19

کار من با تفت و با سوزست و بس

وین همه عمری نه امروزست و بس

20

من ز گرمی خشک و تر نگذاشتم

چون ندیدم هیچ دل برداشتم

21

تو ز من چیزی نیابی خیز رو

راه دیگر گیر و خیز ای تیز رو

22

سالک آمد پیش پیر رهنمای

قصهٔ خود گفتش از سر تا بپای

23

پیر گفتش هست آتش حرص وآز

کار کرده بر همه عالم دراز

24

جمله را در حرص زر انداختست

تا ز زر هر کس بتی برساختست

25

بس که ایمان بس که جان در باختند

تاجوی زر در میان انداختند

◆

اگلی / پچھلی نظم

اگلی نظم

در رهی میرفت عیسی غرق نور

همرهیش افتاد نیک از راه دور

عطار»مصیبت نامه»بخش پانزدهم»بخش 2 - الحكایة و التمثیل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور