صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش اول
  4. »بخش 7 - الحكایة و التمثیل

بخش 7 - الحكایة و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

پادشاهی دختری دارد چو ماه

تو درون خانه باشی قعر چاه

2

کی توانی دید هرگز روی او

پس چه کن لازم شواندر کوی او

3

تو چو لازم باشی آن درگاه را

برتو افتد یک نظر آن ماه را

4

در دوعالم بس بود آن یک نظر

ور دگر خواهی دگر باشد دگر

5

آن نظر از جهد تو ناید بدست

لیک بر درگاه میباید نشست

6

تو نمازی دار دایم سوخته

تادرافتد آتشت افروخته

7

جد و جهد تو نمازی کردنست

آتش آوردن نه بازی کردنست

8

لیک آتش هر رکوعی را نخواست

کی بود بر هر رکوعی رنگ راست

9

ای رکوعی نانمازی چند ازین

نیست این کار مجازی چند ازین

10

آن رکوعی مستحاضه از توبه

نیم جو زر یک قراضه از تو به

11

رهروان رفتند پیش گنج باز

در مقامر خانه تو شش پنج باز

12

رهروان رفتند تو درماندهٔ

حلقهٔ سر زن که بر در ماندهٔ

13

راه زد مشغولی عالم ترا

نیست پروای خدا یکدم ترا

14

چون نمیآئی بسر از خویش تو

چون توانی شد خدا اندیش تو

15

آخر از خواب امل بیدار شو

یکدم ای مست هوا هشیار شو

16

پس بدین وادی فرو رو مردوار

تا به بینی صد هزاران مرد کار

17

سر بسر سرگشتگان در کار او

تو چنین آزاد از اسرار او

18

چند گویم هرکه مرد دین بود

در دلش یک ذره درد این بود

19

لیک چون تو مرد درد دین نهٔ

دین چه دانی تو که جز عنین نهٔ

20

دین ندارد کار با عنین بسی

هیچ حاصل نیست گفتن زین بسی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

پیره زالی برد پیش بوسعید

کودکی را تا بود او را مرید

عطار»مصیبت نامه»بخش اول»بخش 6 - الحكایة و التمثیل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور