عطار»مختارنامه»باب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدن»شمارهٔ 3شمارهٔ 3شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اننتوانگفتصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںتا نفس بود ز سِرِّ جان نتوان گفتدر پیدایی راز نهان نتوان گفت22نقل کریںهر ناکامی که هست چون مرد کشیدکامی بدهندش که از آن نتوان گفت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر جان ببرد عشق توام جان آنستور درد دهد جملهٔدرمان آنستعطار»مختارنامه»باب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدن»شمارهٔ 2اگلی نظمگفتی که نشان راه چیست ای درویشاز من بشنو چو بشنوی میاندیشعطار»مختارنامه»باب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدن»شمارهٔ 4◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر جان ببرد عشق توام جان آنستور درد دهد جملهٔدرمان آنستعطار»مختارنامه»باب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدن»شمارهٔ 2
اگلی نظمگفتی که نشان راه چیست ای درویشاز من بشنو چو بشنوی میاندیشعطار»مختارنامه»باب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدن»شمارهٔ 4