عطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 19شمارهٔ 19شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اخواهیكردصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدوش آمد و گفت: اگر وفا خواهی کرددردِ همه ساله را دوا خواهی کرد2نقل کریںنه سود طلب نه مایه با هیچ بسازگر کار به سرمایهٔ ما خواهی کرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدوش آمد و گفت: بی قراری شب و روزبیکار نشسته در چکاری شب و روزعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 18اگلی نظمدوش آمد و گفت: کارِ ما خواهی کردجان نعره زنان نثار ما خواهی کردعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 20ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدوش آمد و گفت: بی قراری شب و روزبیکار نشسته در چکاری شب و روزعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 18
اگلی نظمدوش آمد و گفت: کارِ ما خواهی کردجان نعره زنان نثار ما خواهی کردعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 20