عطار»مختارنامه»باب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شكایت از روزگار غدّار»شمارهٔ 12شمارهٔ 12شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ریاستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر هر دو جهان فی المثل انگشتری استوان کرده در انگشت یکی لشکری است2نقل کریںگر رحم نیایدت بر آنکس همه روزمیدان تو که آن علامت کافری است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای دل تَبَعِ دُنیی غدّار مشوهمچون کرکس از پی مردار مشوعطار»مختارنامه»باب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شكایت از روزگار غدّار»شمارهٔ 11اگلی نظمای دل ای دل غم جهان چند خوریو اندوه به لب آمده جان چند خوریعطار»مختارنامه»باب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شكایت از روزگار غدّار»شمارهٔ 13ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای دل تَبَعِ دُنیی غدّار مشوهمچون کرکس از پی مردار مشوعطار»مختارنامه»باب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شكایت از روزگار غدّار»شمارهٔ 11
اگلی نظمای دل ای دل غم جهان چند خوریو اندوه به لب آمده جان چند خوریعطار»مختارنامه»باب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شكایت از روزگار غدّار»شمارهٔ 13