عطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 59شمارهٔ 59شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: البكشتصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدردا که دلم را تن بَطّال بکشتمهدی مرا به ظلم دجّال بکشت2نقل کریںدر بادیهای، چراغکی میبردمیک صر صر تند آمد و در حال بکشت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهم کار ز دست رفت در بی کاریهم عمر عزیز میرود در خواریعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 58اگلی نظمافسوس که روزگارم از دست بشدجان و دل بیقرارم از دست بشدعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 60ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهم کار ز دست رفت در بی کاریهم عمر عزیز میرود در خواریعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 58
اگلی نظمافسوس که روزگارم از دست بشدجان و دل بیقرارم از دست بشدعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 60