عطار»مختارنامه»باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق»شمارهٔ 6شمارهٔ 6شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ومنمودصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبنگر که دلم چه گونه مظلوم نمودگر زلف تو در وجود معدوم نمود2نقل کریںگر زلف ترا حال پریشانی داشتاز رستهٔ دندان تو منظوم نمود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای کرده پسند از دو جهان چاره منتحقّا که دریغ دارم از خویشتنتعطار»مختارنامه»باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق»شمارهٔ 5اگلی نظملعل تو براتِ کامرانی دهدممنشور به عمر جاودانی دهدمعطار»مختارنامه»باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق»شمارهٔ 7ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای کرده پسند از دو جهان چاره منتحقّا که دریغ دارم از خویشتنتعطار»مختارنامه»باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق»شمارهٔ 5
اگلی نظملعل تو براتِ کامرانی دهدممنشور به عمر جاودانی دهدمعطار»مختارنامه»باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق»شمارهٔ 7