عطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 9شمارهٔ 9شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ارندمصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںزلف و رخِ تو که قصدِ جان دارندمدر هر نفسی کار به جان آرندم2نقل کریںاز سایهٔ زلفِ تو رخت چون بینمکز سایه به آفتاب نگذارندم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجانا غم عشقت دل و دینم نگذاشتیک ذرّه گمانم و یقینم نگذاشتعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 8اگلی نظمای روی چو آفتابِ تو پشت سیاهبی پشتی تو مه ننهد روی به راهعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 10ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمجانا غم عشقت دل و دینم نگذاشتیک ذرّه گمانم و یقینم نگذاشتعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 8
اگلی نظمای روی چو آفتابِ تو پشت سیاهبی پشتی تو مه ننهد روی به راهعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 10