عطار»مختارنامه»باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد»شمارهٔ 38شمارهٔ 38شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: رناكردهصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای از تن منقلب گذر ناکردهجان را به سفر اهل بصر ناکرده2نقل کریںگوهر نشوی تا سفرِ جان نکنیگوهر نشود قطره سفر ناکرده◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگاه از غم اودست ز جان میشوییگه قصهٔ او به دردِ دل میگوییعطار»مختارنامه»باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد»شمارهٔ 37اگلی نظمخوش باش که دل تمام میباز رهدوز محنتِ ننگ و نام میباز رهدعطار»مختارنامه»باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد»شمارهٔ 39ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگاه از غم اودست ز جان میشوییگه قصهٔ او به دردِ دل میگوییعطار»مختارنامه»باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد»شمارهٔ 37
اگلی نظمخوش باش که دل تمام میباز رهدوز محنتِ ننگ و نام میباز رهدعطار»مختارنامه»باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد»شمارهٔ 39