عطار»مختارنامه»باب بیست و ششم: در صفت گریستن»شمارهٔ 17شمارهٔ 17شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ونهستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںخونی که مرا در دل و جان اکنون هستصد چندانم ز چشم چون جیحون هست2نقل کریںگر قصد کنی به خون من کشته شویکاینجا که منم هزاردریاخون هست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر سیل که از خون جگر خواهد خاستدر وادی عشق راهبر خواهد خاستعطار»مختارنامه»باب بیست و ششم: در صفت گریستن»شمارهٔ 16اگلی نظمیک همنفسی کو که برو گریم منگر هم نفسی بود نکو گریم منعطار»مختارنامه»باب بیست و ششم: در صفت گریستن»شمارهٔ 18ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر سیل که از خون جگر خواهد خاستدر وادی عشق راهبر خواهد خاستعطار»مختارنامه»باب بیست و ششم: در صفت گریستن»شمارهٔ 16
اگلی نظمیک همنفسی کو که برو گریم منگر هم نفسی بود نکو گریم منعطار»مختارنامه»باب بیست و ششم: در صفت گریستن»شمارهٔ 18