عطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 20شمارهٔ 20شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اببایدانداختصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگل گفت: ز رخ نقاب باید انداختجان در خطر عذاب باید انداخت2نقل کریںچون در آتش گلاب میباید شدناکامْ سپر بر آب باید انداخت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگل گفت: کسم عمر به دریوزه نداددادِ دلِ من گنبدِ فیروزه ندادعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 19اگلی نظمگل گفت: که گه زخم زند صد خارمگه باد به خاک ره فشاند خوارمعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 21ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگل گفت: کسم عمر به دریوزه نداددادِ دلِ من گنبدِ فیروزه ندادعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 19
اگلی نظمگل گفت: که گه زخم زند صد خارمگه باد به خاک ره فشاند خوارمعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 21