عطار»مختارنامه»باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق»شمارهٔ 2شمارهٔ 2شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: منزندصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںلعلت به صواب هیچ کس دم نزندرای شکری با همه عالم نزند2نقل کریںوین نادرهتر که چشم تو از شوخیصد تیر زند که چشم بر هم نزند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر روز سرِ زلفِ تو کاری نهدمدر حلقهٔ خویش باکناری نهدمعطار»مختارنامه»باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق»شمارهٔ 1اگلی نظمچشمِ سیهت که فتنهٔ آفاق استجانم ز میان جان بدو مشتاق استعطار»مختارنامه»باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق»شمارهٔ 3ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر روز سرِ زلفِ تو کاری نهدمدر حلقهٔ خویش باکناری نهدمعطار»مختارنامه»باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق»شمارهٔ 1
اگلی نظمچشمِ سیهت که فتنهٔ آفاق استجانم ز میان جان بدو مشتاق استعطار»مختارنامه»باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق»شمارهٔ 3