عطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 24شمارهٔ 24شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ارنداشتہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدل او کاکح دیدار نداشت بیدیده بماند ونور اسرار نداشت2نقل کریںتا آخر کار هرچه او میدانستتا هرچه که دید ذرّهٔ کار نداشت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدل والِه و عقل مست و جان حیران استوین کار نه کار دل و عقل و جان استعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 23اگلی نظمآن قوم که جامه لاجوردی کردندبر گرد بزرگی همه خردی کردندعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 25زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدردا که دلی که در جهان کار نداشتبگذشت و ز دین اندک و بسیار نداشتعطار»مختارنامه»باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود»شمارهٔ 27ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدل والِه و عقل مست و جان حیران استوین کار نه کار دل و عقل و جان استعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 23
اگلی نظمآن قوم که جامه لاجوردی کردندبر گرد بزرگی همه خردی کردندعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 25
دردا که دلی که در جهان کار نداشتبگذشت و ز دین اندک و بسیار نداشتعطار»مختارنامه»باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود»شمارهٔ 27