عطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 21شمارهٔ 21شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: یكتریصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهم هر ساعت در ره تاریکتریهم هر روزی به دیده باریکتری2نقل کریںهرگز چو به وصلش نرسد هیچ کسیچندانکه روی به هیچ نزدیکتری◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر بندِ امیدِ وصلِ او بست ترابندیش که هیچ جای آن هست تراعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 20اگلی نظمگر گنج به تو رسید پنهان میدارور نه بنشین مصیبت جان میدارعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 22ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر بندِ امیدِ وصلِ او بست ترابندیش که هیچ جای آن هست تراعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 20
اگلی نظمگر گنج به تو رسید پنهان میدارور نه بنشین مصیبت جان میدارعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 22