عطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 48شمارهٔ 48شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: وندادصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںعمری دل این سوخته تن در خون دادو او هر نفسم وعدهٔ دیگرگون داد2نقل کریںچون پرده برانداخت نمود آنچه نمودببرید زبانم و سرم بیرون داد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدل رفت و نگفت دلستانم که چه بودجان شد که خبر نداد جانم که چه بودعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 47اگلی نظمجز جان، صفت جان، که تواند گفتنیک رمز بدیشان که تواند گفتنعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 49ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدل رفت و نگفت دلستانم که چه بودجان شد که خبر نداد جانم که چه بودعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 47
اگلی نظمجز جان، صفت جان، که تواند گفتنیک رمز بدیشان که تواند گفتنعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 49