عطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 55شمارهٔ 55شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: میبایدزیستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبی روی تو یک لحظه نمیشاید زیستزیرا که مرا بی تو نمیباید زیست2نقل کریںجانی که همه جهان بدو مینازندبیزارم ازو چو بی تو میباید زیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا بتوانم ازان جمال اندیشموز راحت و روح آن وصال اندیشمعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 54اگلی نظمای بس که به هر تکی دویدم بی تووی بس که زهر سویی پریدم بی توعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 56ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتا بتوانم ازان جمال اندیشموز راحت و روح آن وصال اندیشمعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 54
اگلی نظمای بس که به هر تکی دویدم بی تووی بس که زهر سویی پریدم بی توعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 56