عطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 77شمارهٔ 77شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ممبنشستهصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا بی رخ یار محرمم بنشستهبرخاستهای به صد غمم بنشسته2نقل کریںاین نادره بین که یار بی تیغ مراخود کشته و خود به ماتمم بنشسته◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهم عمر به بوی تو به آخر بردیمهم لوح دل ازنقش جهان بستردیمعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 76اگلی نظمگه قصد دل ممتحنم میداریگه عزم به خون ریختنم میداریعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 78ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهم عمر به بوی تو به آخر بردیمهم لوح دل ازنقش جهان بستردیمعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 76
اگلی نظمگه قصد دل ممتحنم میداریگه عزم به خون ریختنم میداریعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 78