عطار»مختارنامه»باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق»شمارهٔ 45شمارهٔ 45شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: دمماندازدصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںعشق تو که سر چون قلمم اندازدچون شمع سرم در قدمم اندازد22نقل کریںهرگه که وجودت متجلّی گرددتا چشم زنم، در عدمم اندازد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای در غم عشق تو رهی نیست شدهدل پر غم تو دست تهی نیست شدهعطار»مختارنامه»باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق»شمارهٔ 44اگلی نظمصد بار کشیدم و به سرباری بارخوارم کردی چه خیزد از خواری خوارعطار»مختارنامه»باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق»شمارهٔ 46◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای در غم عشق تو رهی نیست شدهدل پر غم تو دست تهی نیست شدهعطار»مختارنامه»باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق»شمارهٔ 44
اگلی نظمصد بار کشیدم و به سرباری بارخوارم کردی چه خیزد از خواری خوارعطار»مختارنامه»باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق»شمارهٔ 46