عطار»مختارنامه»باب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شكایت از روزگار غدّار»شمارهٔ 21شمارهٔ 21شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: رماندهصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا کی باشم عاجز و مضطر ماندهبادی در دست و خاک بر سر مانده2نقل کریںهر روزم اگر هزاردر بگشایندمن زانهمه همچو حلقه بر در مانده◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر روز درین دایره سرگشتهترمچون دایرهای بمانده بی پا و سرمعطار»مختارنامه»باب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شكایت از روزگار غدّار»شمارهٔ 20اگلی نظمروزی نه که دل قصهٔ دمساز نخواندیک شب نه که حرفی ورق راز نخواندعطار»مختارنامه»باب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شكایت از روزگار غدّار»شمارهٔ 22ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر روز درین دایره سرگشتهترمچون دایرهای بمانده بی پا و سرمعطار»مختارنامه»باب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شكایت از روزگار غدّار»شمارهٔ 20
اگلی نظمروزی نه که دل قصهٔ دمساز نخواندیک شب نه که حرفی ورق راز نخواندعطار»مختارنامه»باب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شكایت از روزگار غدّار»شمارهٔ 22