عطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 37شمارهٔ 37شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: شتمہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچون پنجه سال خویشتن را کُشتمبر عمرِ نهاد سالِ شصت انگشتم2نقل کریںشک نیست که شست را کمانی بایدچون شصت تمام شد کمان شد پشتم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممیترسم و بیقیاس میترسم منچون خوشه ز زخم داس میترسم منعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 36اگلی نظمچون روی به پنجاه و به شصت آوردیمچیزی که نشایست به دست آوردیمعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 38زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبس سرکش را کز سر مویی کُشتمو آلوده نشد به خونِ کس انگشتمعطار»مختارنامه»باب پنجم: در بیان توحید به زبان تفرید»شمارهٔ 12ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممیترسم و بیقیاس میترسم منچون خوشه ز زخم داس میترسم منعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 36
اگلی نظمچون روی به پنجاه و به شصت آوردیمچیزی که نشایست به دست آوردیمعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 38
بس سرکش را کز سر مویی کُشتمو آلوده نشد به خونِ کس انگشتمعطار»مختارنامه»باب پنجم: در بیان توحید به زبان تفرید»شمارهٔ 12