عطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 88شمارهٔ 88شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ازاستہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںپیوسته دلم شیفتهٔ آن راز استزان راز شگرف جان من با ناز است22نقل کریںگر محو شود جهان نیاید بستهآن در که مرا به سوی جانان باز است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون دوست به دست روح، پیغامم دادبالای دو کون برد و آرامم دادعطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 87اگلی نظمنقدی که مراست قیمتش هست بسیآنجا نرسد هیچ گدایی نفسیعطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 89◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای فکر تو بر بسته نه پایت باز استآخر حرکت نیز که دیدی راز استرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 199◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون دوست به دست روح، پیغامم دادبالای دو کون برد و آرامم دادعطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 87
اگلی نظمنقدی که مراست قیمتش هست بسیآنجا نرسد هیچ گدایی نفسیعطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 89