عطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 11شمارهٔ 11شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: یدهتوصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای پردهٔ پندار پسندیدهٔ تووی وهم خودی در دل شوریدهٔ تو2نقل کریںهیچی تو و هیچ را چنین میگوییبه زین نتوان نهاد در دیدهٔ تو◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر دل که به توحید ز درویشان استبیگانهٔ عشق نیست کز خویشان استعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 10اگلی نظمچون محرم هم نفس نهای، تو چه کنیشایستهٔ این هوس نهای، تو چه کنیعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 12ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر دل که به توحید ز درویشان استبیگانهٔ عشق نیست کز خویشان استعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 10
اگلی نظمچون محرم هم نفس نهای، تو چه کنیشایستهٔ این هوس نهای، تو چه کنیعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 12