عطار»مختارنامه»باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم»شمارهٔ 14شمارهٔ 14شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ارامدهامہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںپیوسته زبون روزگار آمدهامسرگشتهٔ چرخ بیقرار آمدهام2نقل کریںچون نآمدهام به هیچ کاری هرگزسبحان اللّه! پس به چه کار آمدهام◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدردا که ز درد ناکسی میمیرمدر مشغلهٔ مهوّسی میمیرمعطار»مختارنامه»باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم»شمارهٔ 13اگلی نظمیک دم دل محنت کشم آسوده نشدتا خون دلم ز دیده پالوده نشدعطار»مختارنامه»باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم»شمارهٔ 15زمینہم وزن و قافیہ نظمیںشمعم که چنین زار و نزار آمدهامدر سوختن و گریهٔ زار آمدهامعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 37ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدردا که ز درد ناکسی میمیرمدر مشغلهٔ مهوّسی میمیرمعطار»مختارنامه»باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم»شمارهٔ 13
اگلی نظمیک دم دل محنت کشم آسوده نشدتا خون دلم ز دیده پالوده نشدعطار»مختارنامه»باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم»شمارهٔ 15
شمعم که چنین زار و نزار آمدهامدر سوختن و گریهٔ زار آمدهامعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 37